تیم دوچرخه سواری - مطالب دوچرخه سواری
تیم دوچرخه سواری
کاراته هنر جوان مردان است
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی
درباره سایت



مدیر سایت : فرهاد محبی پور


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید



نویسندگان
نظرسنجی
به کدام ورزش بیشتر علاقه دارید؟





در مورخ 26تیرماه برنامه نوار ساحلی شمال به همراه حامد به سرپرستی مهدی حسنی انجام شد.

ساعت4 عصر سوار اتوبوس به همراه چرخ هایمان به سمت ساری رفتیم.و شنبه مورخ27تیر ساعت4:30صبح به ساری رسیدیم چرخ ها رو آماده کرده و استارت مسیر رو زدیم.ساعت 5:30در یک جای خوب ایستادیم و لباس ها رو عوض کردیم و چای خوردیم و دیگر از همین زمان بود که احساس کردم اینجا شمال است.چونکه بعد از چای خوردن بارون گرفت.ساعت 5:50راه افتادیم و7صبح برای صبحانه زیر درختان خوردیم و پس از خوردن صبحانه ساعت 7:40حرکت کردیم و اینقدر بارون شدید بود که در ساعت8:30 وساعت9:30 مجبور به توقف در زیر درخت شده بودیم..ساعت11:30ناهار رو در بهنمیر خوردیم و تا ساعت 1استراحت کردیم و در ساعت2به بابلسر رسیدیم.پس ازگشت و گذار در شهر در ساعت3:30کنار ساحل به استراحت پرداختیم.من رفتم دنبال نونوایی در شهر،حامد و مهدی رفتن دنبال کارای شام.تقریبا ساعتای 7:30بود حامد بلال گرفت درست کردیم و ساعت10شام خوردیم و ساعت11خوابیدیم در پارکی که کنار ساحل بود.تقریبا ساعت های 4صبح بود اینقدر بارون شدیدی گرفت که مجبور به رفتن داخل چادر شدیم.و تا ساعت 10صبح از شدتش کم نشد.من ساعت 10رفتم نون گرفتم و مهدی و حامد وسایل رو جمع کردن و صبحانه رو آماده کردن و بعد از تموم شدن صبحانه ساعت10:45 حرکت کردیم.ساعت 12بود که ما با سرعت بسیار بالایی داشتیم رکاب میزدیم و خوب پیش میرفتیم که پلیس جلو ما رو گرفت و شروع کرد به گیر دادن به ما که مجوز ندارین.با وجود اینکه مهدی مجوز عبور شهر به شهر رو داشت اما رئیس پاسگاه فقط میخاست به ما گیر بده و ما رو تا ساعت1:30معطل کرد.بعد از آن ما تا ساعت8شب که مقصدمان چالوس بود رکاب زدیم لاستیک عقب مهدی پنچر شد و به سرعت مهدی در زیر بارون پنچرگیری کرد و راه افتادیم. یک جای مناسب برای کمپ زدن پیدا کردیم و پس از خوردن شام ساعت10:30خوابیدیم.اینقدر بارون شدید بود به همراه باد شدید که داخل چادر و کل وسایلامون پر از آب بود.بارون بند نمیاومد تا بلاخره تصمیم گرفتیم ساعت 10صبح شروع به جمع کردن وسایل و چای خوردن و ساعتای11بود که حرکت کردیم و باید تند تر رکاب میزدیم و ساعتای 5بعد از ظهر به رامسر رسیدیم.یک رستوران مناسب پیدا کردیم و ناهار خوردیم و بعد از ناهار خوردن به آبگرم در داخل شهر رفتیم و ساعت 9در داخل یکی پارک های شهر کمپ زدیم و ساعتای9:30بود که خوابیدیم.ساعت8صبح از خواب بیدار شدیم و ساعت8:20حرکت کردیم.در حاشیه یکی از خیابونای شهر زنان روستایی محصولات دستی خودشون رو که اعم از لبنیات و سبزیجات و اینا بود میفروختن.مهدی ازشون ماست گرفت که هرکار کردیم از ما پول نگرفتن و همچنین سبزی گرفتیم.از نونوایی هم نون گرفتین و ساعت9:40به چابکسر رسیدیم و صبحانه خوردیم.ساعتای10:10دقیقه حرکت کردیم و ساعت12:30لنگرود بودیم.بعد از خواندن نماز حرکت کردیم و ساعت1:10در یکی از رستوران های لنگرود ناهار خوردیم و پس از صرف ناهار به سمت سه راهی سیاهکل حرکت کردیم و ساعتای 2:20 به 3راهی رسیدیم.از ساعت 2:40تا3:50کنار جاده در یک جای خوش آب و هوا استراحت کردیم و ساعت4:30به سیاهکل رسیدیم.به خونه محمد آرزومند یکی از دوستان دوران دانشگاه رفتیم.چقدر خونشون زیبا و با صفا بود و تا ساعت5:20آنجا بودیم و بعد به 17کیلومتر بالاتر از سیاهکل در داخل جنگل.به خونه جنگلیشون رفتیم که مزاحم پدر و مادرشون نشیم.برادر محمد،عبدالله هم به ما اضافه شد.ساعت 7به مکان مورد نظر رسیدیم واستراحت و دوش گرفتیم و پس از خوردن شام خوابیدیم.صبح ساعت7صبح بیدار شدیم و حرکت کردیم اما بدون چرخ ها چونکه جایی که میخواستیم بریم منطقه بکر جنگل بود و جا برای چرخ نبود.همچنین خطر حمله گراز،خرس و...بود.ساعتای 11در یک جای مناسب برای ناهار ایستادیم و به استراحت پرداختیم و ساعت 1 حرکت کردیم و رفتیم بالاتر یعنی منطقه بکر تر جنگل و به سختی تمشک پیدا کردیم و خوردیم.ساعت5بود که برگشتیم به خونه.عبدالله از ما خداحافظی کرد و رفت.و من و حامد و محمد رفتیم رودخانه برای شام ماهی صید کنیم و مهدی دوش گرفت و کار های درگر رسیدیگی کرد.از شانس خوبمون 3تا ماهی بزرگ شکار کردیم و برای شام درست کردیم در ساعت 9:30.و بعد از خوردن شام  و آماده کردن تمامی وسایل ساعت11خوابیدیم و فردای آن روز ساعت8از خواب بیدار شدیمو حرکت به سمت ترمینال لاهیجان کردیم.که ساعتای11:30آنجا بودیم.بلیت گرفتیم و ساعت1حرکت کردیم به سمت مشهد و فردای آن روز ساعت9:30صبح به مشهد رسیدیم و به خانه هایمان رفتیم و این برنامه بسیار خوب رو به پایان رسوندیم.

            

            

            

                            

           

           

          

                 

         

         

         

         





نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 مرداد 1394

مورخ 94/2/24 برنامه مسجد چوبین  با مربیگری و سرپرستی خوب مهدی حسنی برگزار شد.

ساعت­8صبح من به همراه مهدی حسنی از فلکه پارک راه افتادیم.ساعت 9:30صبحانه در جاغرق و ساعت 3:15 ناهار در سه راهی کردینه به دهبارخوردیم.ساعت 7شب بر روی یکی از کوه های عصار اسکان کردیم.در آنجا فقط من و مهدی و صدای آبی که تمام کوه را عطرراگین کرده بودیم.ساعت9شب بود که از فرط خستگی خوابمون برد.چون از بعد ناهار به بعد فقط دوچرخه ها دستمون بود و از کوه ها و دشت ها عبور میکردیم.ساعت 7 صبحانه خوردیم و ساعت 8:15 صبح روز جمعه حرکت کردیم به سمت دررود نیشابور.کیلومتر دوچرخه من میگفت تو ارتفاع 1150بودیم همراه با چرخ ها از کوه ها بالا میرفتیم.وقتی به نوک کوه رسیدیم یک خوشحالی عجیبی بهم دست داد چون خبر نداشتم پایین اومدنش به مراتب سخت تر از بالا رفتنش است مخصوصا با اون سنگ ریزه های تیزش که به راحتی سُر میخوردی.واقعا دلم میخواست که هر چه زود تر سوار چرخم بشم و ادامه راه رو برم .بهد از پایین اومدن کوه سوار چرخ شدیم و راه افتادیم اما طولی نکشید که دوباره چرخ ها رو دست گرفتیم و دوباره راه افتادیم.یک راه مارپیچ.مهدی گفت طول میکشه بخوایم مسر راه رو بریم،باید میانبر بزنیم به دلیل اینکه از برنامه 3ساعت عقب بودیم.به این معنی که دوباره از کوه با اون سنگ ریزه های سُرش بالا بریم...در مسیر راه هم تقریبا 15الی20تا ریواس هایی که در کوه بودن خوردیم.بعد از بالا اومدن یک چشمه آب سرد و زلال دیدم که واقعا اون لحظه خوشحالی بی حد و وصفی بهم دست داد،چونکه قمقه هام خالی بودن و من هم خیلی تشنه بودم.بعد از پر کردن قمقمه ها حرکت کردیم.اما سوار چرخ ها بودیم نه اینکه اونا سوار ما باشن...

بعد از 2ساعت رکاب زدن دوباره چرخ به دست شدیم. چون باد هم با ما چپ شده بود و اینقدر زور میزد تا ما رو متوقف کنه.در راه با یک مرد که اهل دررود بود بر خوردیم، نشستیم و چای کوهی خوردیم و اون هم از ادامه مسیر برای ما گفت.از تو حرفاش شنیدم که دیگه نمیخواد چرخ به دست باشیم و سر بالایی بریم و از بقیه راه سر پایینی هست تا خود دررود و من هم خیلی خوشحال بودم.دست بر غذا تا 3ساعت بعدش باز هم سربالایی رفتیم.شاید اون مرد فکرمیکرد که چون خودش داره سر پایینی میره ما هم که مخالف حرکت اون بودیم باید سر پایینی بریم...تا ارتفاع1360متری رفتیم بالا با باد شدیدی که میوزید و ما رو بیشتر وقت ها از حرکت باز میداشت.بعد از اون ارتفاع به برف ها رسیدیم.دگ نوبتی هم بود نوبت سر پایینی بود.یک راه بسیار باریک با باد شدیدی که میوزید و اگه یک لحظه غفلت میکردی می انداختت ته درره،یا اگه یک لحظه ترمز رو رها میکردی سرعتت به120تا هم میرسید.من با ترمزی که میگرفتم سرعتم65تا رسید.ساعت 4:10 به دررود رسیدیم با سر و وضع گل آلود.هم خودمون هم دوچرخه هامون.مردم از قیافه های ما تعجب کرده بودن.بالاخره بعد از یک روز و نصفی آدم هم دیدیم و این لذت بخش بود.ساعت 5به قدمگاه رسیدیم و در اونجا اسکان کردیم و یک زیارتی هم اونجا انجام دادیم.یک مشکل فنی هم برای چرخ مهدی اتفاق افتاد و توپی جلوش خورد شده بود.ساعت 6بالاخره ناهار خوردیم در یکی از رستوران های اونجا.شنبه ساعت8:30صبح به همراه چرخ هایی شسته بودیم تا از اون گل و لای اولیه در بیان راه افتادیم به سمت مسجد چوبین و ساعت 9:30 رسیدیم و تا ساعت 10:40 اونجا بودیم و کل محوطه رو دور زدیم و بعد به سمت نیشابور راه افتادیم و ساعت 11:20 به نیشابور رسیدیم و تمام مناطق دیدنی اونجا اععم از خیام عطار حکیم نیشابوری و امام زاده های آنجا شهر از زیر خاک در آورده به نام شادیاخ و...رفتیم و تا ساعت 5بعد از ظهر طول کشید و ساعت 5:10 برنامه به پایان رسید.






نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 خرداد 1394
     در مورخ 14/بهمن/1393 برنامه 3.5 روزه به سرپرستی مهدی حسنی صورت گرفت.
سه شنبه صبح زود مشهد را به مقصد کیش به همراه مهدی حسنی ترک کردیم.به دلیل تداخل با شروع کلاس هایمان مجبور به مسیر رفت و برگشت با هواپیما شدیم اما داخل جزیره به همراه دوچرخه هایی که کرایه کرده بودیم پیمودیم.
از یک هوای سرد و خشک چون شهر مشهد وقتی به یک جزیره گرم و خوش آب و هوا میروی انگار که زندگیت یه وقفه چند روزه داره و اون روز های خوش آب و هوا از عمر به حساب نمیاد.
چهارشنبه مورخ 15/بهمن/93 چرخ ها رو روانه مسیر کردیم و دور تا دور جزیره  رو رکاب زدیم و همچنین از مناطق دیدنی جزیره هم دیدن کردیم.
و در روز جمعه مورخ 17/بهمن/93 به مشهد باز گشتیم.












نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 18 بهمن 1393
         در مورخ16/آبان/93 برنامه 1/5 روزه به همراه سرپرست برنامه مهدی حسنی برگزار شد.

پنجشنبه 15/آبان/93 ساعت3 از  مشهد با چرخ هایمان مشهد را ترک کردیم.

پس از چندی خبر غافلگیری به ما رسید،محسن بلوکی همخانه ای مهدی پدر مادرشان آمده بودند در خانه و ما هم به ناچار شب را در خوابگاه آموزشکده فنی و حرفه ای پسران گناباد به همراه ناصر خلیلی شب را گذراندیم.

بلاخره مشکلات در سفر هست و صبح روز بعد از خوابگاه دانشکده واقع در سه راهی مند گناباد را ترک کردیم و به سمت کاخک حرکت کریم.

ساعت حرکت به علت برودت هوا10صبح و ساعت11به کاخک رسیدیم.

مسیر جاده کمی سینه کش و منطقه آنجا بیابانی بود و سر سبزی نداشت.واقعا زیبا و قشنگ بود.

به کاخک که رسیدیم پس از زیارت امام زاده و نماز خواندن رفتیم رستوران برای صرف ناهار.

ناهار خیلی به ما چسبید چون ما خیلی گرسنه بودیم و خیلی به ما خوش گدشت.

هنگامی که بر میگشتیم ماشین انار فروشی انار هایش به ما چشمک میزد.

از خود بی خود شدیم و رفتیم3/5کیلو انار خریدیم و انار ها خوردیم.از آخر 3دانه انار باقی ماند که برای ناصر و مادران مان بردیم.وقتی رسیدیم به خوابگاه خبر رسید که محسن خانواده اش رفته اند.از خوابگاه به سمت خانه دانشجویی مهدی حسنی رفتیم و شب را در آنجا گذراندیم.و صبح روز بعد من با چرخ به همراه دوستام به ترمینال رفتم و به سمت مشهد حرکت کردم.








نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 آبان 1393
مورخ 24/مرداد/1393

ساعت حرکت6:30صبح زمان برگشت 15.به همراه مهدی حسنی همان برنامه جاغرق اجرا شد و ظهر همان روز بعد از صرف ناهار به مشهد بازگشتیم.








نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 مرداد 1393
ساعت حرکت7صبح.مسیر حرکت روستای کنگ،واقع در 42کیلومتری مشهد از سمت طرقبه قرار دارد.

مسیر بده بستون خوبی داشت.سر سبزی منطقه انسان را به وجد می آورد آن هم با چرخ رکاب زدن شادابی خاصی به انسان دست میداد.ناگفته نماند این دفعه با هماهنگی سر پرست برنامه ماشین تامین بهمراه دوستان آقایان ساعدی،جلالیان،بلوکی به ما اضافه شدن.

برنامه از این قرار بود که من و مهدی رکاب زن بودیم و بچه های دیگر ما را همراهی کردن و ساعت 9:30 به کنگ رسیدیم و حدود 6کیلومتر سر بالایی رکاب زدیم و به باغ اقای ساعدی رسیدیم و پس از صرف ناهار در روستای کنگ ساعت 4 به سمت مشهد بازگشتیم.





نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 10 شهریور 1393
لین برنامه برون شهری گلدشت (پیاده روی رودخانه ای)دره ی شمخال واقع در استان خراسان رضوی(قوچان).

مورخ 3و4 شهریور ماه 93.برنامه یک ونیم روزه اجرا شد و ما با تیم ملحق شدیم.

قوچان مرز باجگیران برای آماده گی جسمانی بیشتر رفتیم و مسیری که باید طی میکردیم18کیلومتر بود.

شب روز 31مرداد ماه در چادر مهدی بهمراه آقای ساعدی و خودم در پارک باجگیران خوابیدیم.

شبی پر از شور و حال و مسخره بازی بود،صبح روز بعد جمعه 31مرداد ماه حرکت کردیم به سمت دره شمخال پس از طی 3کیلومتر برای صرف صبحانه اطراق کردیم.بعد از صرف صبحانه با اعضای تیم حرکت کردیم و پس از طی 15کیلومتر و پس شور و حال آب بازی با بچه های تیم و خوردن تمشک برای صرف ناهار ایستادیم.

و پس از صرف ناهار حرکت کردیم.

دره ها و کوه ها انسان را به اعماق بیکران هستی میبرد.چقدر زیبا و شگفت انگیز بود.جالب این بود که به یک دو راهی میر رودخانه ای رسیدیم که از یک طرف آب گرم و از طرفی دیگر آب سرد به هم میرسیدند.

ساعدی و مهدی در آب خوابیدند و حسابی کیف کردند.ساعت 4بعد از ظهر رسیدیم به قله ی شمخال و ساعت 5:30به جایگاه اتوبوس ها و سرویس ها رسیدیم و ساعت 8:30دقیقه به مشهد رسیدیم.





نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 شهریور 1393


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی