تبلیغات


تیم دوچرخه سوای - مطالب دوچرخه سواری
تیم دوچرخه سوای
کاراته هنر جوان مردان است
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی
درباره سایت



مدیر سایت : فرهاد محبی پور


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید



نویسندگان
نظرسنجی
به کدام ورزش بیشتر علاقه دارید؟





برنامه ای که شش ماه هر شب برنامه ریزی کردیم!
 سرزمین هزار ادیان و دموکراسی ترین کشور جهان، یکی از دیدنی ترین مناطق این کره خاکی ، که عموما این کشور را هفتاد و دو ملت می خوانند . تعداد ادیان و مذاهب اقوام و فرهنگ ها، این کشور در جهان بی نظیر کرده است،سرپرست مهدی حسنی

مورخ ۹۵/۱۱/۸ با استقبال گرم دوستان معاونت دانشگاه سنباد،و بعد از فیلم برداری و عکاسی خبرنگاران شبکه استانی خراسان رضوی در فرودگاه مشهد، ایران را ترک و بسمت شارجه و بعد از ترانزیت به هندوستان عازم شدیم،
استارت از شهر گوا زدیم، تپه های گوا خیلی زیبا و سنگین بود و با وجود هوای گرم و شرجی که داشت خاطره خوبی بجای گذاشت ،و جدا از میوه های عجیب و غریبی که پیدا میشد انواع خدا هایی که برایمان خیلی جالب بود دیدیم که شامل : خدای سای بابا ،خدای لاکشمی، خدای کریشما،
خدای گانشا،و...،سپس شهرهای:  ملوان ، راتناگری ، علی باغ ، بمبئی ، سارات ، وادودارا ، احمد آباد ، یودایپور ، اجمیر ، جیپور ، آگرا ، و درخاتمه شهر جیپور این برنامه هیجان انگیز بعد از بیست هشت روز به اتمام رسید.

67     کیلومتر       Maximum speed
    4   کیلومتر       Minimum speed
   26  کیلومتر       Average  speed 
  2600 کیلومتر     مسافت کل.








نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مرداد 1396
برنامه حرفه ای به سمت غرب کشور با سرپپرستی مهدی حسنی برگزار شد.
شروع برنامه بنده به همراه مهدی و دوست رکاب زن جدیدم.ن آقا ایمان به سمت راه آهن رفتیمکه مقصد اون تبریز بود.
فردا اون روز به تبریز رسیدیم و چرخ هارو رفتیم و از باربری تحویل گرفتیم و به سمت پارک ایل گلی رفتیم تا شب رو در اونجا مستقر باشیم.
در اون شب با کمال که از ترکیه اومده بود و دومنیک از سویس آشنا شدیم و شام با اونا خوردیم.
فردا صب استارت برنامه 370کیلومتری رو زدیم که من در این گزار ش از نوشت شهر های کوچک خودداری میکنم.
بعد از 4شب به اردبیل رسیدیم که بدلیل اینکه شب قبل 15کیلومتری اردبیل اسکان کرده بودیم مجبور به رد شدن از تردبیل شدیم و در اون روز بارون میومد و هوا تقریبا سرد بود و باد شدیدی میومد که ما مجبور به رفتن بودیم و 15بعد از از اردبیل در یک جا کنار جاده تقریبا اسکان کردیم به دلیل بارون و باد شدید نشد ادامه بدیم.
فردا اون روز به سمت سرعن حرکت کردیم که بعد از رسیدن به سرعین سوییت گرفتیم و وسایل و خودمومو ترتمیز کردیم.
بعد از ظهر به سمت بازار  رفتیم و شب در 3محل شام خوردیم!!!!!!
درسته حرکت حرفه ای نبود ولی خیلی حال داد.شکمم احساس میکردم کش آورده و احساس بالا اوردن میکنم!!!!!!
کوبیده،دیزی،آش دوغ+مخلفات و خرت و پرتای دگ...
فردای اون روز به سمت تله کابین حرکت کردیم که رو کوه های مرزی بین ایران و اذربایجان حرکت کردیم و از بالای گردنه حیران اومدیم پایین و جاده فوق العاده ایی رو شاهدش بودیم.
در سرازیری گردنه حیران به سمت آستارا روانه شدیم و من و مهدی در شلوغی جاده گردنه حیران با ترک و خورجین ماشین ها و حتی تریلی و اتوبوس هارو قیچی میکردیم....
شب ساعت7به استارا که مقصد نهایی بود رسیدیم و 2شب در استارا بودیم و از این شهر تمیز شمالی لذت بردیم.پیشنهاد میکنم اگخ شمال میرین حتما سر به آستارا بزنین با تمام شهر های شماالی فرق میکنه....
دریای تمیز شمالیش واقعا جای تعجب داشت.
                                     
                                     
                                     
                                     
                                     
                                     
                                     
                                     
                                     
                                     
                                     
                                     





نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 27 مهر 1395
در مورخ18اردیبهشت ماه شروع حرکت به سمت بهشت نیشابور.من به همراه مربی خوبم اقای مهدی حسنی استارت برنامه رو زدیم.
ساعت 6.30صبح از میدان پارک به سمت زشک حرکت کردیم.هوا بسیار عالی بود.پس از عبور کردن از زشک توقف کردیم برای ناهار و بعد از ناهار دوباره حرکت کردیم.در مسیر راه با اینکه چرخ ها دستمان بود و داشتیم از کوه ها بالا میرفتیم ولی باز هم گاهی اوقات پنچر میکردیم که در روز اول 3بار شد ولی طبیعی به حساب اوردیم این موضوع رو.هوا رو به تاریکی رفت شب بر روی یک کوه مناسب اتراق کردیم و شب بنا بر این شد که در انجا مستقر بشیم.کنار برف ها و صدای رودخانه.هوا تقریبا سرد بود و تنفس کردن در ان زمان بسیار لذت بخش بود.هیچ صدایی به غیر از صدای رودخانه و گاهی اوقات صدای حیوانات در انجا به گوش نمیرسید.شام رو خوردیم و پس از ان خوابیدیم.صبح ب دلیل این که هوا مه زیادی داشت و سرد بود مجبور شدیم یکم دیر تر حرکت کنیم و ساعت8.30حرکت به ادامه راه دادیم.همینطور که از کوه بالا میرفتیم هوا هم مه آلودتر میشد و به نظر میرسید میخواهد بارون بیاد.بنابر این ما سرعت حرکت رو بیشتر کردیم.تقریبا تا بعد از ظهر به راه ادامه دادیم البته منهی ناهار سرپایی که خوردیم در راه.هوا بسیار مه الود بود و ماه تا زانو در برف ها بودیم بعلاوه یک چرخ در دست و یک کوله45لیتری پشتمون.یک مسیری رو اشتباه رفتیم در بالای کوه به دلیل نداشتن دید کافی در مه و از کوه رفتیم پایین در رشته کوه های شیرباد.وقتی کامل به زمین رسیدیم متوجه شدیم باید از یک کوه دگ میامدیم پایین.بسیار خسته و همچنین پنچری های پی در پی تقریبا در روحیه ما تاثیر گذاشته بود.با نظر مهدی قرار شد دیگر در ان روز به مسیر ادامه ندیم و استراحت کنیم و یک امار از جیره غذایی باقیمانده بگیریم.شب استراحت کرده و در روز بعد با قوای بیشتر و سرعن بالا تر دوباره از کوه با ارتفاع2100متری بالا رفتیم.بسیار کوه لیز بود سنگ های ریز و سر.در ظهر که به بالا رسیدیم و داشتیم از یال های کوه ها میرفتیم و درون برف ها بودیم اب تموم کرده بودیم و غذایی هم به اون صورت برامون نمونده بود و فقط برف میخوردیم.در مسیر رد پای 3عدد گرگ هم دیده میشد که هم مسیر ما بودن که خداروشکر به پست ما نخوردن.ساعت حدودای 5بعد از ظهر بود که افتادیم در سراریزی و به سرعت پایین میرفتیم که باز هم پنچر کردیم.در پایین رودخانه رسیدیم و راشتیم حرکت میکردیم ساعت7شب بود و هوا تاریک بود که4عدد سگ گله دنبالمون کردن به نیت گرفتن.مهدی منو به جلو هدایت کرد و خودش عقب من واستاد و با سرعت زیاد حرکت میکردیم و اون سگ ها هم دنبالمون.مهدی در اون شرایط پنچر کرده بود با این حال پا ب پای من با سرعت میومد که در نوع خودش خیلی برام تعجب برانگیز بود.بعد از سگ ها حدود 1کیلومتر رفتیم و شب را در زیر یک درخت ایستادیم و دوباره پنچر گیری کردیم.وصله هایماان دیگر تمام شده بود.و دانه های اخر رو داشتیم مصرف میکردیم.شب خوابیدیم و صبح زود دوباره به سمت در بهشت نیشابور حرکت کردیم.ساعت11به در بهشت نیشابور رسیدیم و ساعت2به شهر نیشابور.یک ناهار مفصل در شهر خوردیم و به سمت ترمینال حرکت کردیم و این برنامه بسیار خوب و نفس گیر به پایان رسید.

                                    
                                    
                                    
                                    
                                    
                                    





نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395
برنامه فنی،امسال اردیبهشت در بهشت (2روزه)






نوع مطلب : خبر، دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395
در بخش اول باید پوزش بخوام از دوستان و بازدیدکنندگان عزیز بخاطر وقفه طولانی در گذاشتن گزارش برنامه بر روی سایت.

در مورخ21بهمن ماه1394بنده به همراه سرپرست برنامه آقای مهدی حسنی و مهمان این برنامه آقای نعمان فرخنده(یکی از دوستان خوب و با معرف)با قطار به سمت شیراز حرکت کردیم.فردای آن روز صبح به شیراز رسیده هم چنان که باران میزد ما به دنبال مهمان پذیر بودیم.
یک روز کامل در شیراز بوده و فردا صبح آن روز به سمت بوشهر حرکت کردیم.زیرا چرخ هایمان در باربری بوشهر اسکان داده شده بود.
در بوشهر دو روز ماندیم وصبح روز بعد برای هماهنگی به اداره تربیت بدنی ،کل استان بوشهر رفتیم پس از هماهنگی های لازم به سمت اسکله رفته تا اولین جزیره را رکاب بزنیم.اولین جزیره،جزیره خارک و خارکوه بود.جزیره ای که بخاطر آن آقای حسنی زحمات فراوانی از چند ماه قبل از سفر کشید تا بتوانیم به آنجا برویم بلیط ورود به این جزیره ممنوعه را بگیریم.
در این جزیره دوستان بخش تربیت بدنی جزیره خارک به استقبالمان آمدند وبلیط هایمان راحساب کردندوغذا وجای خواب برایمان فراهم کردند و به همراه یکی از افراد تربیت بدنی آقای اسلامی که مسئول اسکورت ما بود حرکت کردیم وجاهای دیدنی جزیره بسیار زیبا وشگفت انگیز را به ما نشان داد .
فردای آن روز سوار کشتی شدیم و بوشهر برگشته و سریعا به سمت جزیره شیفت رفتیم.چون نزدیک بود به بوشهر،جاده روی دریا درست کرده بودند و پس از چند ساعتی در راه برگشت جزیره نگین را هم رفتیم و ناهار در آنجا خوردیم و در ساعت 3به سمت بوشهر بار دیگر حرکت کردیم.سوار اتوبوس ها شدیم و به سمت بندر قائم حرکت کردیم و ساعت6بعد از ظهر به آنجا رسیدیم.قرار بود با قایق ها به سمت جزیره چهارم یعنی جزیره لاوان حرکت کنیم.به دلیل این که هوا به یک دفعه خراب شد و باران و باد تندی میزد قایقرانان حرکت نکرده و گفتند فردا صبح.و شب هم حرکت نمیکنند به کلی مگر قایقی از لاوان بخواهد بیاید و برای بازگشت شما را ببرد تازه اگر هوا تا شب خوب شد.ما هم از حرف های انان به فکر سرپناه افتاده تا شب را سپری کنیم کنار ساحل یک سرپناه  خود آن اهالی درست کرده بودند و ما در آنجا رفتیم.ساعت 8 زمانی که کم کم چادر را میخواستیم پهن کنیم صدای قایقی آمد.مهدی به سرعت آنجا رفت و متوجه شدیم قایقی از لاوان آمده و میخواهد برگردد.زیرا هوا صاف شده بود.به سرعت بار و بندیل را جمع کرده و پریدیم در قایق.شب بود و هوا صاف و قایقی که به سرعت در حال حرکت بود.بسیار لحظه هیجان انگیزی بود.دل شب در دل دریا....واقعا هیجان انگیز بود.وقتی که به جزیره لاوان رسیدیم و در آنجا یک اتاق  در سالن ورزشگاه به ما دادند و مانند جزیره های قبل،مهمان نوازی کردند.صبح زود به سمت دور جزیره رفتیم و در راه 4دفعه من و مهدی پنچر کردیم.نا خودآگاه به یاد برنامه شیراز افتادیم که در آن مسیر7مرتبه پنچر کرده بودم.مسیر در اوایل بسیار معمولی و عادی بود اما در اواسط راه دیگر جاده ای در کار نبود حتی خاکی.در بیشتر مسیر،به یک آن مشاهده میکردید تیکه تیکه شده و باید دور بزنین مسیر را و اتفاقاتی از این قبیل.و دوره جزیره روزدیم.
ساحل عجیبی داشت کاملا بکر...مرغان دریایی با دیدن ما به پرواز درآمدن وای چقدر قشنگ....صخره های جالب و...
در ساعت2نیم ظهر و با شخصی در انجا صحبت کردیم تاما را به جزیره بعدی،یعنی هندورابی ببرد.اما آن شخص به ما گفت که باید فردا صبح حرکت کنیم و امروز نمیشود.به ناجار یک روز دیگر هم در انجا ماندنی شدیم.جوان های جزیره ه شب ساعت 7در ان سالن مشغول بازی فوتسال بودند.عشق و شور بازی را واقعا باید از اینان یاد گرفت.من هم رفتم و بازی کردم و مهدی و نعمان هم من را تشویق میکردند:))))یکی از بچه ها به من کفش داد تا بتوانم بازی کنم.اما کفش برایم کوچک بود و تمام پایم را زخم کرد اما با این حال 40دقیقه بازی کردم یک گل هم زدم:)))))
فردا ان روز سوار قایقی شدیم که پر از ماهی های بسیار بزرگ بود و همراه ان ماهی ها به جزیره هندورابی رفتیم.جزیره ای خشک و کم سکنه.
به هر حال بعد از دیدن جزیره به جزیره ماهرو یا فارو رفتیم.آنجا مثل جزیره ی خارکو نمیشد رکاب زد.قرار بود بعد از آن ب جزیره ابوموسی بریم اما اطلاع دادند که راه آبی ندارد. و به کلی باید قید رفتن به آنجا را زد.برای همین رفتیم به بندر چروئه.ماشین گیر نعمان نمیامد تا او با ماشین برود و من و مهدی تا بندر چارک که مقصد بود رکاب بزنیم.
پس از 8کیلومتر پیاده روی در جاده بلاخره یک ماشینی آمد و نعمان را برد و من و مهدی ادامه مسیر را رکاب زدیم.مسیر بسیار زیبا وکوهستانی جالب  و خاطره انگیز بود.در ساعت6به مقصد رسیده و قرار شد برویم به 3راهی بندر چارک تا از آنجا با اتوبوس به بندر عباس برویم.اما اطلاع دادند که تا ساعت11شب اتوبوس بندر عباس نمیاید.بلاخره ساعت11شد و ما حرکت کردیم.صبح در شهر رفته و مکانی برای اسکان کرایه کردیم و در خود بندر عباس مشغول گشت و گذار وخریدشدیم.پرخ هایمان را به باربری داده و به مشهد فرستادیم و 2روز بعد بلیط قطار گرفته و به مشهد برگشتیم این برنامه بسیار زیبا  به پایان رسید.

جزیره خارک  : مسیر کل39کیلومتر.ماکسیموم سرعت42مینیموم سرعت7کیلومتر
جزیره شیفت و نگین : مسیر کل8کیلومتر.مسیر بین بوشهر تا جزیره35کیلومتر.ماکسیموم35مینیموم15
جزیره لاوان :  مسیرکل65کلیلومتر.ماکسیموم سرعت30.مینیموم17
جزیره هندورابی :  مسیر کل16کیلومتر.ماکسیموم سرعت30.مینیموم17
مسیر بین بندر چروئه تا چارک:45کیلومتر.ماکسیموم سرعت57کیلومتر.مینیموم سرعت17

           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           




نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 فروردین 1395
آخرین و بهترین برنامه دوچرخه سواری سال1394
هفت جزیره جنوب ایران (14روزه)




نوع مطلب : دوچرخه سواری، خبر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 بهمن 1394
برنامه حرفه ای پیوست ریکاوری شیراز به سرپرستی آقای مهدی حسنی برگزار شد.
در روز24مهرماه در ساعت3از مشهد به سمت شیراز حرکت کردیم.چرخ ها را در داخل اتوبوس به همراه خودمان بردیم و در روز25ساعت3.30بعد ار ظهر به شیراز رسیدیم.به دلیل این که اتوبوس در بین راه خراب شد دیر رسیدیم و خسته شده بودیم در راه به همین دلیل پس از گرفتن سوئیت در آن روز به استراحت پرداختیم و صبح روز بعد در ساعت7.30از شیراز به سمت تخت جمشید حرکت کردیم مسیر 55 کیلومتر بیشتر نبود.در مسیر 1بار من و 2بار مهدی پنچر کردیم و همچنین یکی از تیوپ هایمان هم ترکید طوری که مو هایمان را باد برد به همین دلیل ساعت11.30به تخت جمشید رسیدیم.مکانی که به هر طرف از آن نگاه کنی در و دیوار ها،سنگ های خرد شده و...همه و همه با تو حرف میزنند.بسیار زیبا بود و همچنین غم انگیز...
پس از بازدید مفصل دیگر وقت آن را نداشتیم که به پاسارگاد بریم به همین دلیل در آنجا یک سوئیت گرفته و شب آنجا اسکان کردیم.صبح روز بعد که هوا سرد بود قبل از طلوع خورشید حرکت کردیم به پاسارگاد.از سوئیت که اومدیم بیرون سرمای عجیبی بدنمو در اول صبح گرفته بود.راه که افتادیم طولی نکشید به یک مغازه که آش میفروخت رسیدیم.در آن هوای سرد واقعا آش چسبید و با ولع و لذت خاصی آش خوردیم.ژس از آن راه افتادیم.
باید امروز 230 کیلومتر رکاب میزدیم.
بنابراین مهدی سعی میکرد یک مدیریت خوب برای زمان انجام بده.قبل از ظهر به پاسارگاد رسیدیم در ساعت11.30و در آنجا اجازه دادند با چرخ هایمان برویم.ژس از آن در ساعت12.20حرکت کردیم.ژس از چند متر متوجه شدیم که چرخ مهدی بار دیگر پنچر شده.من رفتم از اهالی آن محل تشت گرفتم تا بتونیم در همان جا پنچرگیری کنیم و از تیوپ ذخیره استفاده نکنیم.پس از پنچرگیری به راه افتادیم و در ساعت2 در کنار یک پمپ بنزینی که یک فضای سبزی داشت ایستادیم و ناهار رو خوردیم و پس از ان سریع جمع و جور کردیم و حرکت کردیم.در راه بار دیگر مهدی پنچر کرد .خورشید در حال غروب بود بنابراین گفت بهتره که در جاده پنچر گیری کنیم که اگه در شب باردیگر پنچر کردیم تیوپ ذخیره رو اونجا مصرف کنیم.خدا روشکر بدون آب تونستیم تیوپ رو پنچرگیری کرده و حرکت کنیم.ساعت6/30بود و ما داشتیم با دقت بالا حرکت میکردیم.هوا تاریک و ماشین ها هم با سرعت بالا از کنار ما رد میشدن.این بار نوبت به من رسید تا پنچر کنم.بنابر این سریع تیوپ رو عوض کردیم و دوباره حرکت کردیم به سمت شیراز.در ساعت8شب به شیراز رسیدیم و به سوئیتی که از قبل گرفته بودیم رفتیم و پس از شام  از فرط خستگی خوابمون برد.فردا آن روز بعد از ناهار به سمت مکان های دیدنی شیراز حرکت کردیم مانند دروازه قرآن.ارامگاه خواجه کرمانی.باغ جهان نما.ارگ کریم خان زند. باغ دلگشا.سعدی.حافظیه.علی بن حمزه.حرم شاه چراغ.عمارت شاهپوری.خانه زینت الملک.مسجد نصیر الملک.حمام وکیل.باغ امام.مسجد وکیل و...
در طی امروز  بیشر این مسیر ها رو قشنگ گشتیم.فردای ان روز در ساعت2بلیط داشتیم بنابر این صبح زدیم بیرون و مکان های باقیمانده رو هم خوب گشتیم و به سمت ترمینال رفته و چرخ ها رو داخل اتوبوس گذاشته و این بیرانه به خوبی به پایان رسید.






نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 آبان 1394
برنامه دوچرخه: پیوست ریکاوری 24/7/94 تا 29 (تخت جمشید-شیراز )



نوع مطلب : دوچرخه سواری، خبر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 19 مهر 1394
برنامه فنی و حرفه ای همدان،کاشان،اصفهان به سرپرستی آقای مهدی حسنی و با اعضای آقایان حامد باقریان و فرهاد محبّی پور برگزار شد.
 
   82  کیلومتر       Maximum speed
    4   کیاومتر       Minimum speed
   29  کیلومتر       Average  speed 
  965 کیلومتر مسافتی که رکاب زدیم.

چهار شنبه مورخ6/11 /94حرکت از ترمینال به سمت همدان به همراه دوچرخه هایمان در ساعت3 انجام شد و ساعت 9.30اتوبوس برای شام ایستاد و بعد از 10دقیقه حرکت کرد و ساعت 5.45برای نماز صبح ایستاد.مسیر طولانی بود و طبیعتا خستگی در راه و از این قبیل مسائل هم بود و بلاخره ساعت 6.45صبح به همدان رسیدیم
 و بی معطلی استارت برنامه رو  زدیم  وچرخ هایمان را سوار شدیم حرکت کردیم به سمت غار علیصدر.مسیر همدان تا غار65کیلومتر بود.ساعت8صبح در کنار عشایر صبحانه خوردیم و پس از صرف صبحانه در ساعت9 حرکت کردیم.مسیر سر بالایی زیادی داشت و بعضی از مسیر هم بده بستون بود.در ساعت11.40در کنار جاده یک استراحت مختصر انجام دادیم و دوباره حرکت کردیم.در ساعت 1 به غار علیصدر رسیدیم و از یک سوپر مارکت تنقلات خریدیم و پس از صرف کردن به رستوران رفتیم و ناهار خوردیم.تا ساعت 4استراحت کردیم و بعد از آن نوبت ما شد که بریم.2ساعت در غار بودیم گشت و گزار کردیم و در ساعت 7حرکت کردیم به سمت 3راهی گل تپه که شب برای اسکان در آنجا سر کنیم.ساعت8به آنجا رسیدیم،چادر رو برپا کردیم و وسایل شام رو مهیا کردیم.شام خوردیم و ساعت10.30خوابیدیم.ساعت7صبح بیدار شدیم و پس از صرف صبحانه ساعت 7.45حرکت کردیم و چس از 2ساعت رکاب زدن ناشتا رو در 5کیلومتری  همدان خوردیم و ساعت10.20به همدان رسیدیم.به غیر از گنجنامه دیگر مکان های دیدنی در شهر همدان رو رفتیم که تا ساعت3.40طول کشید مانند بابا طاهر،بوعلی،شهر تاریخی هگمتانه و موزه آن و پس از صرف ناهار و گشت و گذاز در تمام مناطق در ساعت4.20به سمت گنجنامه حرکت کردیم.مسیر 5کیلوتر بیشتر نبود اما سر بالایی صعب العبوری داشت،طوری که حتی بعضی از ماشین ها به زور دنده سنگین حرکت میکردن.ساعت5.40به گنجنامه رسیدیم.پس از عکس از کتیبه2500ساله داریوش و خشایار شاه هخامنشی یک محل اسکان برای شب ماندن پیدا کردیم.شام رو خوردیم و ساعت 11.15خوابیدیم که ساعت 7.30بیدار شیم.چای  را خوردیم،وسایلات رو جمع کردیم و حرکت کردیم در ساعت8.20دقیقه.در جاده ملایر در ساعت 9.15صبحانه رو خوردیم و نیم ساعت بعد آن حرکت کردیم به سمت روستای عبدالرحیم.ترجیحا از مسیر های فرعی بیشتر گذر میکردیم نه از جاده های اصلی.در مسیر راه مزارع هندوانه به وفور دیده میشد.یکی از صاحبان مزارع ما رو به یک هنوانه شیرین وقرمز دعوت کرد و با ما خوش و بش کرد.ساعت 1.30به روستای عبدالرحیم واقع در 15کیلومتری میلاجرد رسیدیم.ناهار رو آماده کردیم و یکی از دیگر روستاییان در آن منطقه برایمان خیار و گوجه و خربزه آورد.مردمانی بسیار مهمان نواز و مهربان خونگرمی بودند.پس از استراحت مناسب در ساعت4حرکت کردیم.قمقمه هایمان آب نداشت و ما هم تشنه بودیم.در بین راه یک روستای بسیار خلوت ایستادیم.مهدی به من و حامد گفت بریم از حسینیه آنجا آب بیاوریم.ما دو نفر رفتیم داخل روستا اما در حسینیه بسته بود و هیچ آبی نبود.چشم ما آدمی نمیدید...بعد از چند دقیقه یک خانوم از دور دست ها به چشمم خورد.متوجه شدم که توجه او را جلب کردیم.من قمقمه خالی ام را در آوردیم تو به منزله سوال آب داری؟؟تکونش دادم.ایشان هم با دست اشاره کرد بیاین و رفت داخل خونه اش.من و حامد هم به سرعت خودمان را به آنجا رساندیم.برایمان اول از همه یک پارچ آب سرد با تکه های یخ آورد که چشمانمان برقی زد.زیر انداز اورد،میوه برای خوردن،میوه در داخل پلاستیک برای بردن،قمقمه ها پر از یخ برایمان آماده کرد.در همین حین من مهدی رو صدا زدم که خودش رو به ما برسونه.2خانواده با بچه های شاد و مهربان در آنجا زندگی میکردند و آخر سر با این خواسته که به مشهد رسیدید برای ما هم دعا کنین ما رو بدرقه کرد.چقدر انسان های انسان دوست و مهربانی بودند...
در ساعت5.30به میلاجرد رسیدیم.یک حمام عمومی خوب پیدا کردیم و حمام کردیم و دوستان انتظامات آنجا همچنین بخش استانداری به ما لطف داشتند و داخل محوطه استانداری به ما جا برای شب ماندن دادند و در ساعت9شب اسکان کردیم.شام خوردیم و ساعت11خوابیدیم.6.30از خواب بیدار شدیم وسایل رو جمع کردیم و ساعت 7 حرکت کردیم،پس از2ساعت رکاب زدن اسفندان صبحانه خوردیم و در ساعت و در ساعت 9.30حرکت کردیم به سمت ساروق.در ساعت11ساروق بودیم.در آنجا امام زاده ای وجود داشت به نام 72تن که در آنجا چای خوردیم و استراحتی کردیم و حرکت کردیم به سمت داوود آباد.ساعت2.30به آنجا رسیدیم.برای ناهار آنجا بودیم من و حامد به دنبال نون بودیم و مهدی هم یک جای مناسب برای ماندن پیدا کرد.ناهار را خوردیم و 5.20حرکت کردیم به سمت ده نمک.در آنجا یک دریاچه نمک بسیار زیبا وجود داشت که البته به دلیل خشک سالی بدون آب بود و فقط در بعضی از مناطق در عقب تر دریاچه حالت باتلاقی داشت.ساعت 5.50در آنجا بودیم و پس از دیدن دریاچه و عکس گرفتن از آن منطقه در ساعت7.40یک مکان مناسب برای ماندن در شب پیدا کردیم.شام را خوردیم و خوابیدیم در ساعت11.زنگ بیدار شدنمان در ساعت6.40بود و پس از چای خوردن و جمع کردن وسایل در ساعت7.35حرکت کردیم.پس از 2ساعت رکاب زدن در کنار جاده بند و بسات صبحانه رو روبه راه کردیم و پس از آن رکاب زدیم تا ساعت3که به وَر سفلی رسیدیم و ناهار را در آنجا خوردیم و تا5استراحت کردیم و وسایل رو جمع کردیم و به خورهه رسیدیم.از خورهه تا ورسفلی 1ساعت بیشتر راه نبود.شب را در آنجا مستقر شدیم.شام را در ساعت9خوردیم. که آب دو خیار با دست پخت آقا مهدی بود....و در ساعت 11خوابیدیم.ساعت6.20دقیقه بیدار شدیم و پس از جمع کردن بار و بندیل حرکت کردیم به سمت آبگرم.در ساعت9.30در آنجا بودیم مسیر تا آبگرم 90درصد سربالایی بود.
در آبگرم یک سوئیت گرفتیم و به آبگرم رفتیم و صبحانه خوردیم و استراحت کردیم و ساعت1حرکت کردیم.ناهار را در دلیجال خوردیم به یکی از رستوران های آنجا رفتیم و پس از آن تا ساعت 8.30شب رکاب زدیم تا به مشهد اردهال برسیم.مسیر سربالایی سختی داشت.در مسیر راه شهری به نام نقار وجود داشت که بسیار کوچه های زیبایی داشت و یک شهر کوچک و بسیار زیبا بود.بلاخره در 10کیلومتری مشهد اردهال نوبت سر پایینی شد و ما به آنجا رسیدیم.ساعت9.30سوئیت در بالای  امام زاده گرفتیم و حمام کردیم و شام خوردیم و ساعت12خوابیدیم.ساعت8بیدار شدیم،صبحانه خوردیم و چرخ هایمان را شستیم و وسایل را جمع کردیم و حرکت کردیمدر ساعت3 و 2ساعت بعد در نیاسر بودیم.یک شهر کوهستانی و بسیار زیبا با مناطق دیدنی بسیار دل.در بازار گشتیم و مناطق دیدنیشو دیدیم و یک جای مناسب پیدا کردیم و شام خوردیم و خوابیدیم در ساعت12.در ساعت7.30بیدار شدیم و حرکت کردیم به سمت کاشان و پس از 3.30دقیقه رکاب زدن در ساعت11 به کاشان رسیدیم.مناطق تاریخی و دیدینی از جمله باغ فین کاشان که به نظرم یکی از دیدنی ترین عمارت های ایران هست و موزه های زیبای کاشان رو بازدید کردیم.ساعت2ناهار را در کاشان خوردیم.
و از ساعت3.30 تا خود قمصر رکاب زدیم.مسیر کاشان تا قمصر20کیلومتر بود اما سر بالایی نفس گیری داشت.در ساعت5.30به قمصر رسیدیم و در شهر یک گشتی زدیم که شب برای اسکان آنجا باشیم.ساعت 7.45اسکان کردیم در یکی از پارک های قمصر.من و حامد برای بار دیگر رفتیم داخل شهر بگردیم اما این بار پیاده و حامد آرایشگاه رفت و من هم وسایل مورد نیاز رو خریدم و ساعت9.30برگشتیم.شام خوردیم لباس هایم را شستم و ساعت11خوابیدیم.7.20بیدار شدیم وسایل رو جمع کردیم و یاعت8حرکت کردیم به سمت میمه.یکی از سخت ترین سر بالایی های این برنامه مسیر قمصر به میمه بود.یک مسیر کوهستانی و سر بالایی طاقت فرسا.ناهار را در ساعت 1 در شهر کامو خوردیم.و تا ساعت4.30استراحت کردیم.
2ساعت بعد در میمه حاضر بودیم یک محل خوب برای ماندن پیدا کردیم شام خوردیم و ساعت1.30خوابیدیم.فردای آن روز در ساعت7.30بیدار شدیم.صبحانه خوردیم و ساعت8.30حرکت کردیم به سمت شاهین شهر که واقع در15کیلومتری اصفهان بود و مسیر از میمه تا شاهین شهر75تا بود.در مسیر راه حامد 1بار و مهدی 2بار پنچر کردن که به سرعت پنچر گیری کردن و آماده حرکت شدیم.ساعت5شاهین شهر بودیم و آقا حامد وآقا مهدی سریع پنچر گیری تیوپ هایشان را انجام دادن و شام درست کردیم و ساعت11خوابیدیم.ساعت8بیدار شدیم وسایل رو جمع کردیم و حرکت کردیم به سمت اصفهان و ساعت9.20در اصفهان یک شهر زیبا با بناهای تاریخی و چشم گیر که افراد مختلف از سرتاسر دنیا رو به آنجا میکشد رسیدیم.در شهر با چرخ گشتیم و در و عکس گرفتیم و این برنامه بسیار خوب به پایان رسید.
                           
                          




نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 مهر 1394
جمعه مورخ9مرداد ماه برنامه گلدشت به کردینه به همراه سرپرستی مهدی حسنی انجام شد.
ساعت 7:15دقیقه صبح من به همراه مهدی حرکت کردیم از فلکه پارک به سمت اول کردینه.
ساعت10:20به مقصدمان که آخر جاغرق و اول کردینه می شد رسیدیم.تا ساعت12ظهر آنجا بودیم،چای آتیشی درست کردیم و من به بالای درختی که کناره ما بود رفتم و آلبالو های وحشی رو جمع کردم و خوردیم.ساعت12برگشتیم و ساعت 12:45در رستوران جنگل ناهار خوردیم و پس از صرف ناهار در ساعت2به مشهد رسیدیم.




نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 مرداد 1394


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی